روحاني شهيد ابوطالب اندي

 

  فرزند شيخ اسماعيل، در روز شنبه به تاريخ 17/5/1349 شمسي در خانواده اي كه از سلسله جليله روحانيت محسوب مي شد، در روستاي دلاك خيل از توابع شهرستان ساري چشم به اين جهان گشود.

  دوره تحصيلي ابتدايي را با موفقيت در روستايش گذراند. سال اول راهنمايي را در روستاي پهنه كلا به پايان رسانيد. شهيد بزرگوار هنوز چهاربهار از عمر مباركش نگذشته بود كه پدر عزيز و بزرگوار روحاني خود را از دست داد.

از اين رو مسير حركت زندگي برايش سخت و دشوار شد.

  او كلاس درس مدرسه راهنمايي را ترك كرده و پا در جاي پدرش گذاشت و به حوزه علميه اماميه ساري رفت و مشغول تحصيل علوم ديني و حوزوي شد.

او دروس مقدماتي حوزوي را خواند و علاوه بر آن از جهاد با نفس و طهارت روح غافل نمي شد. ولي اين دروس تئوري، روح و روانش را سيراب نمي كرد، زيرا وجودش سرشار از معنويت و خلوص بندگي بود.

از اين رو مي خواست به معراج عشق خود يعني جبهه سفر كند تا به نهايت سعادت و خوشي برسد. به همين منظور براي گذراندن آموزش نظامي به پادگان آموزشي رفت و پس از آن براي اولين بار به مدت سه ماه و نيم به ميدان رزم مي شتابد.

بعد از بازگشت براي بار دوم به همراه پسر عموي شهيد و يار حوزوي خود به جبهه مي رود تا اين كه پسر عمويش (طلبه شهيد احمد اندي)  در روز شنبه 11/11/1365 به شهادت رسيد و مفقودالجسد شد.

  او به روستايش بازگشت تا جاي خالي شهيد را براي مدتي پر كند و در  مراسم بزرگداشت آن شهيد بزرگوار، تلاش و كوشش كرد. اما دلش براي جبهه آرام و قرار نداشت و مي گفت :

  « هيچ چيزي نمي تواند گلوي مرا سيراب كند به جز شهادت. »

از اين رو دو ماه بعد مجددا به جبهه عزيمت كرد و خود اين بار در گردان  مسلم بن عقيل  لشكر 25 كربلا در كنار ساير رزمندگان مشغول نبرد با دشمنان شد.

  او در جمع دوستان، بسيار با صفا و صميمت حضور مي يافت، رفتارش با ادب و متانت خاصي توام بود بطوري كه همگان او را به خاطر وقار و ادبش، تكريم و احترام  مي كردند.

خوش خو و خوشرفتار بود. به انجام فرايض  ديني، خيلي اهميت مي داد تا آنجايي كه دستش برآمد از كمك و خدمات رساني به ديگران كوتاهي نمي كرد.

بسيار فعال و كوشا بود تا جايي كه از عمق جانش مايه مي گذاشت به همين دليل خستگي را خسته كرده بود . . .

  علاوه بر واجبات به مستحبات تا آنجايي كه مي توانست انجام مي داد بويژه راز و نياز در دل شب با خداي خود داشت. شهيد بزرگوار انس با قرآن كريم داشت و اوقاتي از روز را به تلاوت آن اختصاص مي داد.

سرانجام اين روحاني مجاهد و خستگي ناپذير در روز پنجشنبه 20/1/1366 شمسي در سرزمين شلمچه بر اثر تركش خمپاره به روي شهادت لبخند زد و پرواز به سوي عرش  را آغاز كرد.

پيكر مطهر او به همراه تابوت بي پيكر طلبه شهيد احمد اندي در گلستان شهيدين زادگاهش كه منسوب به اين دو طلبه شهيد مي باشد، به خاك سپرده شد.

گزيده اي از وصيت نامه شهيد :

1. هميشه وحدت كلمه و جمهوري اسلامي را حفظ كنيد، مبادا در بين شما اختلافات ايجاد شود.

2. فرايض ديني و مذهبي و احكام الهي را انجام دهيد.

3 . پيرو خط امام خميني و هميشه در خط ايشان باشيد.

4. هرگز به دل هراسي ندهيد.

5. در نماز جمعه و جماعات شركت كنيد

6. هميشه دعاي كميل و توسل را بجاي آوريد.  

7. بدانيد كه اگركسي  در جهاد با نفس كه جهاد اكبر است بر نفس مسلط شد، پيروز است و هر كسي كه در جهاد اكبر پيروز نشود، در جهاد اصغر كه جهاد با دشمن زبون خارجي است، پيروز نمي شود.