خاطره: خستگی در کربلای 1
بازپس گیری مهران در چهار روز انجام شد. دشمن هیچ وقت به ابتکار عمل رزمنده های اسلام پی نبرد.
70 روز نبرد در فاو و گذرازآب های وحشی اروند و بعد از آن آزاد سازی مهران ابتکار عملی بود که دشمن در حیرتش مانده بود.
خستگی از نخوابی چند روزه موجب شد تا کلاه را روی صورتم بگذارم ودر وسط کانال کمی استراحت کنم. ساعت حدود 5/9 تا 10 صبح بود که خواب عمیقی رفتم و ناگهان متوجه فردی در بالای سرم شدم که می گفت این هم شهید شد و با کمی مکث، تردید داشت که زنده باشم. اوفرمانده گردان مسلم ابن عقیل سردار اکبرنژاد از بچه های بابل بود، می خواست گردان خودرا حرکت دهد. ولی مجددا به من نگاه کرد.متوجه شد زنده هستم، خواست اذیتم کند، رفت لگدی به من بزند که پریدم و بغلش کردم و بوسیدم. آن روزها را از یاد نمی برم.
راوی:فتحعلی رحیمیان؛ فرمانده گردان امام حسین(ع) در کربلای یک
گردان مسلم ابن عقیل نگین درخشان لشگر 25 کربلا بود، گردانی که در عملیات های دفاع مقدس حماسه های بی بدیلی را خلق کرد، در سال های پس از جنگ متاسفانه از سوی مسئولین فرهنگی در شناسایی و معرفی شهدا و فرماندهان و رزمندگان این گردان و لشگر کم کاری هایی صورت گرفت