خاطره ای از شهید سبز علی خداداد2
کمتر ار یک ماه قبل از عملیات کربلای۴، بعدازظهری بود. سنگر بودیم متوجه شدیم آقای بختیاری، سردار کمیل، سردار مهری،شهید طوسی، شهید خداداد و تعدادی از فرماندهان تیپ ها آمده بودند از محدوده اطلاعات که جلوی یک سنگری کنار اروند خط داشت رفتند داخل کانال برای دیدبانی دکل. ما معمولاً هر موقع می خواستیم توی کانال رفت و آمد کنیم یک پرده ای جلوی سنگر می انداختیم بخاطر اینکه عراقی ها کاملاً داخل کانال دید داشتند بعد دقیقاً انتهای کانال که در امتداد رودخانه اروند کشیده می شد و یک منطقه ای بود که دو سه تا قبضه شصت عراق گرای آن نقطه را کاملاً داشت یعنی ما وقتی می خواستیم تردد کنیم معمولاً پرده های جلوی سنگر را می انداختیم که عراقی ها متوجه نشوند ما داخل کانال هستیم متاسفانه آن لحظه ای که اینها آمدند و رفتند بدون اینکه به ما بگویند وارد کانال شدند و این مساله ایمنی را رعایت نکرده بودند و آمدند داخل کانال، و باز هم به داخل سنگرها نرفته بودند. که عراق دقیقاً آن لحظه فکر کنم اولین خمپاره را که زد، بیرون سنگر را خورد. که سردار مهری، سردار کمیل و بقیه فرماندهان داخل سنگر بودند و شهید خداداد آمد لبه سنگر نشسته بود. خمپاره بعدی آمد و خورد به یکی از این آجرهای بتونی و ترکشش آمد به سمت شهید خداداد و شهید زارع از بچه های مخابرات لشکر که درجا شهید زارع همانجا افتاد و شهیدشد. شهید خداداد تقریباً زنده بود،گرفتیم بلندش کردیم و آوردیم داخل سنگر اطلاعات که دیگر شهید شده بود.
گردان مسلم ابن عقیل نگین درخشان لشگر 25 کربلا بود، گردانی که در عملیات های دفاع مقدس حماسه های بی بدیلی را خلق کرد، در سال های پس از جنگ متاسفانه از سوی مسئولین فرهنگی در شناسایی و معرفی شهدا و فرماندهان و رزمندگان این گردان و لشگر کم کاری هایی صورت گرفت