راوی : حجه الاسلام شعبانعلی رزاقی کوچکسرایی

قبل از عملیات والفجر مقدماتی جهت آماده شدن برای عملیات در کوههای مشداغ ( پشت فکّه) آموزش سختی می دیدیم ، دو هفته حتی نان کپک زده می خوردیم . یادم هست می گفتیم ضرر داره . می گفتند نه ضرر نداره بخورید . ما از گردان حمزه سید الشهدا بودیم . بعد از این دو هفته آموزش ، گردان مسلم بن عقیل به ما ملحق شدند ، در مورد سنگری که ما در آن مستقر بودیم با بعضی بچه های گردان مسلم اختلاف پیدا کردیم بحث بالا گرفت تا این که فرمانده گردان مسلم آمد و با او در میان گذاشتیم به گونه ای محبت آمیز ، با فروتنی و با حوصله صحبت نمود(مانند پدری که با فرزند خودش سخن می گوید) که ما از خود مان خجالت کشیدیم که اصلاً چرا چنین موضوعی پیش آمده . این فرمانده گردان مسلم بن عقیل کسی نبود جز پاسدار شهید ذبیح الله عالی .